![]() |
![]() |
|
| من در این شهر ز شاعر شدنم بیزارم |
|
به خدا این روزا حال بروز شدن ندارم. این چند بیت رو هم برای خالی نبودن عریضه می نویسم.
(۱) کنار بیستون می گفت فرهاد چه ساده دل به دام عشق افتاد اگر خسرو ز شیرین کام گیرد خودم کردم که لعنت بر خودم باد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 14:56 توسط غلامرضا رزمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از بس خودش شیبه دلش صاف و ساده بود
مادر مرا شبیه بقیه نزاده بود من زاده ی توسل خورشید هشتم ام زآن رو مرا "غلامرضا" نام داده بود این وبلاگ سروده های من است: 1- غلامرضا رزمی - متولد 57 تبریز 2- لیسانس مهندسی زراعت و اصلاح نباتات |
| پیوندهای روزانه |
|
غریب آراز شعرهای ترکی من خط سوم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|